دلم لبریز باران است
برای اینکه ابرم من
ولی در آسمان تنهام
ندارم شوق باریدن
ازین بالا چه می بینم
به زیر لایه های دود؟
خیابان، جدول و ماشین
هزاران بام قیر آلود
دلم از دست آدمها
گرفته، سخت بارانیست
نمی خواهم ببارم
چون کسی در انتظارم نیست
همه با دیدن باران به زیر چتر پنهانند
غریبه با منند انگار
مرا از خود نمی دانند
برای کی ببارم من؟
کسی چیزی نمی کارد
فقط بیهوده می گویند
چرا باران نمی بارد؟
ولی امروز می خواهم
ببارم گرچه ناچیز است
نه از روی نشاط . ذوق
دلم از اشک لبریز است
ناصرکشاورز
احمد شاملو...ما را در سایت احمد شاملو دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 33